قهرمان ميرزا عين السلطنه

1487

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

در سر ميز شام دعوت [ كرده ] بوده تقريبا سيزده هزار نفر عذر خواسته و حاضر نشده‌اند كه روىهم‌رفته عدهء مدعوين سى و شش هزار نفر بوده است . مختصرى در يكى از روزنامه‌ها از غذا و مشروب مهمانى صورت نوشته بود كه در اينجا بىمزه نيست نوشته شود : شصت و شش هزار قرص نان - بيست و دو هزار بطرى شراب وسط - يازده هزار بطرى شراب اعلى - هفت هزار بطرى شراب شامپين « 1 » - دو هزار بطرى آب . روىهم رفته پنجاه هزار بطرى يك چاركى مشروب استعمال شده كه تقريبا دوازده خروار و پنجاه من باشد . هزار و پانصد عدد قرقاول - دو هزار و پانصد مرغابى - دو هزار و پانصد كيلوگرم گوشت ماهى - سه هزار كيلو گوشت گاو از قرار هر كيلوگرمى تقريبا چهارده سير - هشت خروار و هفتاد و پنج من گوشت ماهى و ده خروار و پنجاه من گوشت گاو خورده شده . سواى مرغابى و قرقاول و نان و ساير چيزها از آب ، گوشت ، بستنى و ميوه و شيرينى . چهارصد آشپز و تقريبا پنج هزار پيشخدمت و شاگرد آشپز و غيره مستخدم بوده . « يك روز خرج مطبخ تو خرج سال ماست » . خرج يك عمر چندين مرد معزز محترم مملكت ما است . پنجشنبه سلخ جمادى الثانيه - دوم درجهء عقرب . منزل بودم . از بعد از ناهار هوا ابر بود . مقارن غروب تا ساعت دو باران قشنگى آمد . قمىها نيامده‌اند . دورى حورى جان سخت است . اگرچه « عينى » شيرين‌زبانى مىكند اما او در اين‌جا بود و شبها صحبت مىكرد . ماشاء الله خيلى فصيح و خوش‌بيان هم هست . هر صحبت مختصرى را به اين سن با آب‌وتابى بيان مىكند كه انسان لذت مىبرد . اميدوارم همين دو سه روزه صحيحا سالما تشريف بياورند . اندر خم يك كوچه شاه بايد فردا يا پس‌فردا از رود ارس گذشته به خاك ايران وارد شوند . گفتند محض صحبت زنها در جمادى الاخره به خاك ايران وارد نمىشوند . نان و گوشت همه‌چيز بد ، كثيف ، گران [ است ] خداوند رحمى كند . همه‌جا حاصل خوب آمده اما آصف الدوله و معاهدين او دست‌بردار از اين يك مشت رعيت نيستند . همه‌جا فكر كارهاى بزرگ و اصلاح امورات كلى [ هستند و ] ما هنوز گرفتار نان و گوشت ، نخود [ و ] لوبيا هستيم . هفت شهر عشق را عطار گشت * ما هنوز اندر خم يك كوچه‌ايم « 2 »

--> ( 1 ) - ( - شامپانى ) ( 2 ) - روزنامهء سال 1318 به همين‌جا خاتمه يافته و بيش از يك سال روزنامه نوشته نشده است . صفحهء بعد ديده شود .